مریم میرزاخانی
مریم میرزاخانی

زندگی نامه مریم میرزاخانی

ریاضیدان پیشگام و برنده مدال فیلدز

مریم میرزاخانی یکی از بزرگترین ریاضیدانان نسل خود بود. او کمک بزرگی به مطالعه پویایی و هندسه اشیا mathemat ریاضی به نام سطوح ریمان کرد. توانایی وی در هل دادن یک میدان به مسیر جدید با ارائه همیشه یک دیدگاه تازه ، به همان اندازه تأثیرگذار قضیه بود. استعداد خام او ، حتی در بین مشهورترین ریاضیدانان ، نادر بود و به داشتن ذائقه ای برای مشکلات دشوار شهرت داشت.

او بدون اینکه بخواهد یک نماد شود. او اولین زن و اولین ایرانی بود که موفق به کسب مدال فیلدز شد ، بالاترین افتخار در ریاضیات. برای زنان ، میرزاخانی الگویی بود که در یک زمینه مردسالار فعالیت حرفه ای موفقیت آمیزی را دنبال می کرد. وی برای ایران نماینده سنت روشنفکری این کشور بود. و برای دانشمندان جوان ، او نیرویی آرام بخش بود که از فشارهای دانشگاهی فراتر رفت. او در 14 ژوئیه در 40 سالگی بر اثر سرطان پستان درگذشت.

میرزاخانی در اردیبهشت سال 1356 در تهران متولد شد. او در آنجا به مدرسه رفت و دو بار در المپیاد بین المللی ریاضیات برای ایران مدال طلا گرفت. به عنوان یک نابغه مورد ستایش قرار گرفت و به وی اجازه داد تا ریاضیات خالص را دنبال کند – این یک انتخاب شغل آسان برای زنان در ایران نیست.

میرزاخانی در سال 1999 از دانشگاه صنعتی شریف در تهران لیسانس ریاضی گرفت. وی برای انجام کار دکترا در ایالات متحده ترک کرد و دکترای خود را در سال 2004 از دانشگاه هاروارد در کمبریج ، ماساچوست ، تحت نظارت کورتیس مک مولن گرفت. او یک بورس تحصیلی خردسال در آنجا را رد کرد تا عضو تحقیقاتی موسسه ریاضیات خشت در دانشگاه پرینستون در نیوجرسی شود. وی در سال 2008 به عنوان استاد كامل در دانشگاه استنفورد كالیفرنیا شناخته شد و تا آن زمان در زمینه های هندسه هذلولی ، توپولوژی و دینامیك به عنوان یك رهبر شناخته می شد. او تا زمان مرگ در استنفورد ماند.

دکترای میرزاخانی مربوط به سطوح ریمان بود. سطحی را که چندین سوراخ در آن وجود دارد ، مانند یک چوب چوبی یا دو دونات که به هم چسبیده اند ، تصویر کنید و سپس تصور کنید که می خواهید یک باند لاستیکی را دور سطح خود بپیچید بدون اینکه خودش با هم تداخل داشته باشد. میرزاخانی می خواست کار کند که چگونه می توان برای یک نوار لاستیکی با طول معین ، روشهای مختلفی را انجام داد.

او فهمید که می تواند روش را ورق بزند. او می تواند به جای رفع یک سطح و شمارش تعداد منحنی ها ، میانگین همه این اعداد مربوط به نقاط موجود در “فضای مدول” سطوح ریمان را پیدا کند: “یک فضای” یا مجموعه ای از نقاط ، که هر یک نشان دهنده یک از شکل هایی که یک سطح می تواند داشته باشد برای محاسبه چنین میانگین به یک محاسبه “حجم” یا اندازه فضای سطوح ریمان احتیاج دارد که حاوی یک منحنی به طول مشخص باشد. فرمول بازگشتی هوشمندانه برای حجم فضاهای مختلف مدول ، این مشکل را حل کرد. این راه حل چندین شاخه خیره کننده در زمینه های به ظاهر دور داشت. به عنوان مثال ، اثبات جدیدی از قضیه معروف توسط ریاضیدان روسی – فرانسوی ، ماکسیم کنتسویچ ، ارائه داد که در تئوری میدان کوانتومی تأثیراتی داشت.
 

در کارهای بعدی ، میرزاخانی پویایی یک توپ بیلیارد یا جرم نقطه ای را که در یک چند ضلعی حرکت می کند ، مطالعه کرد. یک توپ در یک خط مستقیم حرکت می کند تا زمانی که به لبه چند ضلعی برخورد کند. سپس در همان زاویه ای که ضربه می زند به عقب برگردد. یک ریاضیدان می تواند چندین سوال در مورد چنین سیستمی بپرسد. به عنوان مثال ، آیا ممکن است یک توپ درون یک چند ضلعی معین به گونه ای حرکت کند که مسیری که طی می کند ، سرانجام تکرار شود – و اگر چنین است ، چند مسیر از این دست وجود دارد و به چه شکل هستند؟ این مسئله که آیا یک مسیر تکرار برای یک چند ضلعی عمومی وجود دارد ، هنوز حل نشده است.

در بعضی موارد ، جاسازی فضای برخی میزهای بیلیارد در فضای بزرگتر که هر نقطه از آن سطحی است که به صورت محلی یا صاف یا مخروطی شکل است ، مفید است. میرزاخانی با الکس اسکین ، ریاضیدان دانشگاه شیکاگو در ایلینوی ، از این روش برای اثبات ، برای چنین فضاهایی ، نسخه ای از قضیه درباره گروهی از اشیاometric هندسی متقارن که به گروههای دروغ معروف است ، استفاده کرد. این قضیه توسط مارینا راتنر ، ریاضیدان برجسته دیگری در این زمینه که در ژوئیه نیز در سن 78 سالگی درگذشت ، مطرح شد. اثبات – اثری برجسته که در یک مقاله 200 صفحه ای نوشته شده است (A. Eskin and M. Mirzakhani پیش چاپ در https: / /arxiv.org/abs/1302.3320 ؛ 2013) – زمینه های متفاوتی از جمله هندسه ، توپولوژی و سیستم های دینامیکی را به هم گره زد و زمینه ای را برای خود ایجاد کرد. این قضیه به عنوان قضیه ‘عصای جادویی’ لقب گرفته شده است زیرا این مسئله امکان حل بسیاری از مسائل ریاضی را که قبلاً قابل حل نبودند ، داده است.

میرزاخانی علی رغم شهرت و توجهی که به وی داشت ، همیشه فروتن و زمین گیر بود و همیشه از توجه مردم پرهیز می کرد. او با هیجان به کارهای ریاضیدانان دیگر گوش می داد و س questionsالات آینده نگرانه ای را می پرسید که اشاره به جهات احتمالی جدید داشتند. در کنفرانس ها ، می توان او را پیدا کرد که با دانشجویان تحصیلات تکمیلی و مدال آوران فیلدز به طور یکسان صحبت می کند. او سخاوتمندانه ایده های خود را با جامعه در میان گذاشت و به دیگران در ادامه کار خود کمک کرد.

من در دسامبر 2016 از مریم دیدن کردم. ما از خانه او در پالو آلتو ، کالیفرنیا ، به بخش ریاضیات استنفورد پیاده روی کردیم تا به سخنرانی میخائیل گروماف ، ریاضیدان روسی – فرانسوی گوش دهیم. میرزاخانی در سال 2013 به سرطان مبتلا شد و قبلاً نیز به دلیل بیماری تحت معالجه قرار گرفته بود ، اما در این زمان بیماری دوباره بازگشت و شیوع پیدا کرد و درد داشت. هر چند دقیقه در طول راه رفتن متوقف می شدیم تا او بتواند روی نیمکت دراز بکشد تا استراحت کند. مریم به من گفت که برای بیماری خود نمی خواهد مرخصی طولانی مدت از کار بگیرد و دوست دارد به مسئولیت خود به عنوان سردبیر مجله انجمن ریاضیات آمریکا ادامه دهد. من نمی توانستم در برابر گفتن مشکلات ریاضیاتی که به آنها فکر می کردم مقاومت کنم و علی رغم همه آنچه در زندگی او جریان داشت ، او از شنیدن و ارائه بینش های مفید خوشحال شد.

منبع :

www.nature.com

درباره ی aydin

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *